خود وضع نمودهاند و در كتب حديث نيست ، و اگر حديث باشد بعضى گفتهاند كه ممكن است كه صدقه به نصب باشد كه حال از ضمير « تركناه » باشد ، يعنى آنچه ما صدقه گذاشتهايم ارث نمىگردانيم ، بلكه آنچه صدقه است صدقه خواهد بود و آنچه ارث باشد ارث است .
و ممكن است معنى ديگر نيز داشته باشد غير آنچه نقل شد از سابقين و آن اين است كه ارث نمىگردانيم چيزى را كه واگذاشته و قرار نموده باشيم آن را صدقه ، [ ب - 299 ] بلكه آنچه صدقه بوده است ما خود دادهايم و به اولاد ما صدقه جايز نيست ، پس آنچه مانده ارث خواهد بود يا آن كه ارث را كه به اولاد خود ما واگذاشته « 1 » به عنوان تصدّق نيست كه لفظ « ما » نافيه باشد ، بلكه ارث است .
و بنا بر اين ممكن است كه اين حديث ردّ اين توهّم باشد كه چون حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - از احوال منافقين خبر داشت به جهت ردّ قول ايشان اين را فرموده باشد به نحوى كه از شهادت عمّار و احوال قاسطين و غيره خبر داده باشند .
پس اگر فرضا حديث باشد هرگاه موافق / * ب / 223 / اخبار مكرّر ابا بكر غلط در امور شرع كرده باشد ، و حضرت امير - عليه السّلام - او را مراجعت فرموده باشد ممكن است كه در اين مقدّمه نيز در معنى اين حديث ابا بكر غلط نموده باشد ، و ممكن نيست كه حضرت امير - عليه السّلام - معنى اين حديث را كه خلاف قرآن واقع است - اگر حقّ
هامش
( 1 ) . الف : واگذاشتهايم