شده و آن معصوم است ، چون به غير « 1 » او به كسى ولايت جايز نيست موافق آيهء
( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )
« 2 » و ثابت است كه به غير از حضرت امير - عليه السّلام - نبود معصومى در آن وقت به اجماع .
مسألهء سادسه در ادلّهء دالّه بر عدم امامت غير حضرت امير - عليه السّلام - است
قال : : و لانّ الجماعة غير علىّ غير صالح للامامة لظلمهم ، لتقدم كفرهم . « 3 » اين دليل اوّل است كه غير حضرت امير - عليه السّلام - صلاحيّت امامت نداشت [ ب - 298 ] موافق ترجمهء شرح علّامه - رحمه اللّه تعالى - از جهت آن كه ابا بكر و عمر و عثمان پيش از ظهور نبى - صلى اللّه عليه و آله و سلم - از كفره بودند ، پس به ايشان عهد امامت نمىرسد مطابق آيه كه سابقا « 4 » گذشت .
و بعضى اين كلام را تكرار سابق كه « و لسبق كفر غيره » است دانستهاند ، و در شرح خود گفتهاند كه تكرار از قلم ناسخ است ، و اين غلط است چنانچه بر متأمّل پوشيده نيست كه مدّعا مختلف است اثباتا و نفيا ، كه مدّعا از كلام سابق اثبات امامت حضرت امير - عليه السّلام - است « 5 » و اينجا نفى امامت غير حضرت امير - عليه السّلام - است ، و لهذا علّامه - رحمه اللّه - قبل از اين متن گفته :
« مسألهء سادسه در عدم امامت غير على - عليه السّلام - » و در سابق
هامش
( 1 ) . الف : + از
( 2 ) . بقره / 124
( 3 ) . كشف المراد / 372 : يتقدّم
( 4 ) . م : سابق
( 5 ) . م ، الف : - است