قائل نبود ، مردم حقّ را مخفى داشتند و آنچه او قائل بود كتمان نمودند و اهل كتاب بدون دليل از راه « 1 » معانده و مقاتله ، « 2 » با نصّ صريح نيز كتمان انبياى بعد نمودند از راه تعصّب باطل خصوصا هرگاه اهل عناد كتمان نموده باشند امامت آن حضرت را - عليه السّلام - به حسب حسد و عداوت كه قتل اقارب ايشان به دست آن حضرت - عليه السّلام - شد يقين كه حق ظاهر نمىگردد .
و ايضا به سبب دخول [ ب - 292 ] شبهه بر جمعى بنا بر حديث :
« الائمّة من قريش » كه به آن ابى بكر متمسّك شد كه تصوّر نسخ نصوص « 3 » سابقه نمودند به اين عامّ ، و موجب شكّ نصّ خاصّ به حضرت امير - عليه السّلام - شد .
و شيخ طبرى در كتاب كامل بهايى در فصل اين كه بنى اميّه از قريش نيستند ، بلكه اميّه غلام رومى - كه فرنگى را چنين مىگفتند در اصطلاح ايشان - بوده از عبد الشّمس ، ليك چون زيرك بود عبد الشّمس وى را آزاد كرد و به فرزندى قبول كرد و از وى فرزندان وجود آمد ، مبيّن نموده كه عثمان از قريش نبود مثل معاويه « 4 » .
و اكثر علما بر آنند كه شجره خبيثه كه در قرآن « 5 » واقع شده بنى اميّهاند ليكن كتمان مىنمودند ايشان اين را و به قريش خود را منسوب مىكردند . و ايضا كتمان حقّ صريح مردم بسيار نمودهاند ، چنانچه در قرآن واقع است
( يَعْرِفُونَهُ
« 6 »
كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - دليل از راه
( 2 ) . در « م » مقابله هم نيز خوانده مىشود .
( 3 ) . م : تصور
( 4 ) . كامل بهايى / 269
( 5 ) . ابراهيم / 26
( 6 ) . م ، الف : يعرفون