از او منسوب باشد از اشفاق وقايع و مندوبات ، « 1 » و جميع را به مردم القا فرمود حتّى آن كه مثل امورى كه متعلّق به قضاى حاجت باشد و غير آن ، و هرگاه از مدينه يك روز يا دو روز سفر مىنمود خليفه در امر مسلمين در آنجا معيّن مىنمود ، پس چگونه متصوّر است كه در اين نحو امر عظيمى كه امامت است تعيين خليفه بعد از خود ننمايد و حال آن كه اين طريقه و رسم آن حضرت - عليه السّلام - بوده ؟ و اين دليل برهان لمّيست بر اين مطلب .
پس دعوى اجماع كه اهل سنت در امامت ابو بكر مىنمايند باطل است با وجود آن كه اجماع متحقّق / * الف / 216 / نشده به جهت آن كه عبّاس و ساير بنى هاشم و سعد بن عبادة قبيلهء او تمام و جمعى از صحابه داخل نبودند در اين اجماع ، چنانچه عامّه و خاصّه در كتب خود نقل نمودهاند . و موافق آن حديث كه « ارض بدون امام نمىباشد » « 2 » پس قبل از اجماع خالى بوده از امام ، ايضا مفيد اين است كه به نصّ بدون اجماع بايد امامى باشد پس اجماع باطل است . و حديث آن كه امّت بر خطا اجماع نمىكنند بر فرض تحقّق اجماع است و عامّه در كتب اصول خود چندين خلاف در اين مسأله نقل [ الف - 290 ] نمودهاند :
اوّل : آن كه اجماع ممكن است در امرى يا نه ؟
دويم : آن كه بر فرض امكان در امرى هرگز متحقّق شده يا نه ؟
هامش
( 1 ) . كذا . كشف المراد : حتى انه ( ع ) ارشدهم الى اشد لا نسبة لها الى الخليفة بعده كما ارشدهم فى قضاء الحاجة الى امور كثيرة مندوبة و غيرها من الوقائع .
( 2 ) . « الأرض لا تخلو من حجة » اصول كافى ، ج 1 / 330