محال و قبيح « 1 » است عقلا ، و اين ظاهر است و نقلا به قول خداى - تعالى - :
( أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ )
« 2 » و داخل اين حكم مىشود لزوم بودن امام افضل در علم و دين و كرم و شجاعت و جميع فضايل نفسانيّه و بدنيّه .
مسألهء چهارم در وجوب نصّ بر امام است
قال : : و العصمة تقتضى [ ب - 289 ] النّصّ و سيرته - عليه السلام - عليه . « 3 » رفتهاند اماميّه - خاصّه - به اين كه امام واجب است به نصّ ، معيّن باشد از جانب خدا و رسول . و عباسيّه گفتهاند كه به نصّ است يا به ارث . و زيديّه گفتهاند : به نصّ ، يا به دعوت است به نفس خود . و باقى مسلمين گفتهاند به نصّ يا اختيار اهل حلّ و عقد است .
و دليل بر آنچه شيعه گفتهاند كه به نصّ است دو وجه است :
اوّل : آن كه واجب است كه امام معصوم باشد و عصمت امر خفيست كه آن را به غير خدا نمىداند كسى ، پس واجب است كه نصب از جانب اللّه باشد .
ثانى : آن كه نبى اشفق بر ناس « 4 » از پدر است به مردم ؛ چون مىتوان گفت كه او ارشاد كرد مردم را به امور كثيره غير امورى كه به خليفهء بعد
هامش
( 1 ) . م ، الف : اقبح
( 2 ) . يونس / 35
( 3 ) . كشف المراد / 366 : - عليه
( 4 ) . كذا . كشف المراد : ان النبى ( ص ) كان أشفق على الناس من الوالد على ولده .