تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 958

مساهمون:

ص٩٥٨
و برائت اصليّه ، حافظ شرع نيز نيست بالاجماع . و اگر اين معنى جايز بود بعثت انبيا واجب نبود ، پس باقى نماند مگر امام ، و اگر جايز باشد خطا بر او ، اعتماد به آنچه ما مأمور مىشويم از عبادت الهى و مكلّفيم به كردن آن نيست ؛ و اين منافى غرض است كه تكليف در عبادت است ، چنانچه در قسم بعد كه اثبات صفت امام است مذكور مىشود ، و اين قسم جهت اثبات اصل امام است . ثالث : آن است كه اگر واقع شود خطا از امام موجب انكار و منافى فرمان و طاعت الهى است ، و خداى - تعالى - در قرآن فرموده « 1 » كه :
( أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ )
« 2 » رابع : آن كه اگر معصيت از او سر زند و معصوم نباشد بايد منكر او بود ، پس نقض غرض كه امتثال اوامر امام است مىشود ؛ زيرا كه اطاعت مخطى لازم نيست بلكه منهى است . خامس : آن كه اگر معصيت از او واقع [ الف - 289 ] شود چون عقلش اشدّ و معرفت او اكثر بايد باشد در نظرها ، پس عصيان او باعث جسارت مردم بر عصيان و ضالت مىشود ، و اقلّ حالا از رعيّت و عوام خواهد بود ، بلكه از اقل عوّام كه باعث اين ضلالت نمىشود و او خود عالما در گناه و ضلالت است ، و مسبّب « 3 » ضلالت مردم مىشود ؛ « 4 » زيرا كه معرفت او به خدا بيشتر و عقاب و ثواب او اكثر است و عوام اگر گناهى كنند جاهلا گناهكارند .
هامش
( 1 ) . م : فرمود ( 2 ) . نساء / 59 ( 3 ) . م : مثبت ( 4 ) . م : + و