تسلسل ، از جهت آن كه هرگاه خطا جايز باشد نسبت به او ، پس بايد رجوع به ديگرى نمود ؛ اگر او معصوم باشد پس او اصل « 1 » است ، و الّا باز به ديگرى رجوع مىشود الى غير النهاية .
دويم : آن كه امام حافظ شرع است ، و حافظ [ ب - 288 ] شرع بايد معصوم باشد ؛ از جهت آن كه كتاب و سنّت مشتمل بر جميع احكام مفصّلا نيست ، و به غير معصوم درك / * الف / 215 / تفصيل معانى قرآن نمىتواند نمود ، و تحقّق اجماع به غير دخول معصوم بدون امكان خطا به هر يك نمىشود .
و ايضا حافظ شرع اجماع امّت نمىتواند شد . مثل آن كه در احكام اجماع نمايند همه به دليلى واحد كه دلالت كند بر آن ، و الّا بايست آن دلالت مشهور شود بين النّاس .
و ايضا به امارتى اين اجماع نمىتواند بود ، از جهت آن كه ممتنع است اتّفاق ناس بر علامت واحده ، مثل امتناع اتّفاق ايشان بر اكل طعام معيّن در وقت واحد ، و چون اجماع مردم به دلالت و امارهء واحده نمىتواند شد ، پس اجماع حافظ شرع نمىشود كه همه به يك رأى باشند .
و قياس جهت حفظ شرع جايز نيست موافق اصول فقه شيعه كه حكم به بطلان آن به دلايل كثيره نمودهاند . و بر تقدير تسليم آن ، حافظ همهء شرع نمىتواند بود بالاجماع ؛ زيرا كه مجوّزين قياس گفتهاند كه در همه مسائل قياس جايز نيست .
هامش
( 1 ) . م ، الف : پس وصل