اطيبين را - يعنى خمر و زنا را - و در صراح « 1 » واقع است كه : « طيّبان :
الاكل و الجماع طاب خمر و خرما » ؛ و در قاموس نيز اين مضمون واقع است . « 2 » و اخبار نمود خداى - تعالى - از ايشان اين امر را در قول خود كه
( إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ )
« 3 » تا آخر آيه . « 4 »
پس معلوم مىشود به اين حجت كه صرف و منع سبب اعجاز نيست ، بلكه فصاحت سبب است چنانچه مذكور شد . و از جهت اين كه اگر صرف و منع نمودن سبب اعجاز شود واجب است كه بوده باشد در غايت ركاكت [ الف - 285 ] از جهت آن كه صرف از ركيك كلام ابلغ است در اعجاز ، پس بايست قرآن در نهايت ركاكت و عدم فصاحت باشد كه ايشان از ايراد اين نحو كلامى عاجز باشند ، و تالى باطل است بالضروره .
و سيّد مرتضى - رحمه اللّه - گفته است به جهت احتجاج و معجزه بودن قرآن كه قوم عرب بودند قادر بر الفاظ مفرده و بر تركيب آن ايضا و ممنوع شدند / * الف / 212 / از اتيان به مثل آن ، از جهت عاجز گردانيدن ايشان از آن چه قادر بر آن بودند ؛ و كلّ اين اقسام بدون لزوم ركاكت محتمل است .
قال : : و النّسخ تابع للمصالح . « 5 »
اين اشارهاى است به ردّ بر يهود از جهت آن كه ايشان قائل به
هامش
( 1 ) . صراح اللغة / 24 : « اطيبان »
( 2 ) . قاموس اللغة / 141
( 3 ) . مدّثر / 18 - 21
( 4 ) . كذا
( 5 ) . كشف المراد / 357