ديگر منقول است در كتاب نهاية المرام « 1 » علّامه ، رحمه اللّه .
قال : : و اعجاز القرآن قيل لفصاحته ، و قيل لاسلوبه و فصاحته ، و قيل للصرفة . و الكلّ محتمل . « 2 » اختلاف نمودهاند مردم در اينجا ، پس گفتهاند جبائيان كه سبب اعجاز قرآن فصاحت قرآن است .
و جوينى گفته است كه فصاحت و اسلوب معا اعجاز قرآن است كه مثل اين اسلوب با فصاحت مقدور نيست . و گفتهاند كه خواسته است از اسلوب فنّ و ضرب را ، يعنى تفنّن نمودن و قسم قسم كردن كلام و تغيير دادن را « 3 » .
و گفته است نظام و سيّد مرتضى علم الهدى - رحمه اللّه - كه اعجاز قرآن صرفه است ، يعنى خداى - تعالى - صرف و منع نموده عرب را از قدرت معارضه .
و حجّت گفتهاند اوّلون به اين كه منقول به نحو معنعن « 4 » از عرب آن است كه عظيم مىشمردند فصاحت قرآن را ، و از اين جهت بود كه چون نابغهء شاعر شنيد قرآن را و دانست فصاحت آن را ، پس خواست كه اسلام اختيار كند ، ابو جهل مانع او شد و گفت حرام مىكند بر تو
هامش
( 1 ) . كذا / در نسخه چاپى كتاب هيچ فصلى بدين موضوع اختصاص داده نشده است .
( 2 ) . كشف المراد / 357
( 3 ) . م ، الف : - را
( 4 ) . معنعن : از اصطلاحات علم درايه است . هرگاه در حديثى ناقلان آن پيوسته بوده و به طور مرتب از يكديگر نقل روايت كنند و سلسلهء راويان خود را بيان دارند - كه در زبان عربى با لفظ « عن » است - به آن روايت معنعن گويند .