جابر بن عبد اللّه عناقى را يعنى بزغالهء [ الف - 283 ] مادهاى را در روز خندق و آماده نمود ، نان به قدر يك صاعى « 1 » از جو بعد از آن ، آن حضرت را - صلّى اللّه عليه و آله - طلبيد به ضيافت ، آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه من با اصحاب مىآيم ، پس جابر گفت :
نعم . بعد از آن جابر نزد زوجهاش آمد و گفت كه چنين كردم زوجهاش به او گفت كه تو مبدأ شدى در طلبيدن آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - با اصحابش ، جابر گفت : نه ، بلكه آن حضرت چون گفت من با اصحاب مىآيم من نعم گفتم : زوجهاش گفت : حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - داناتر است به آنچه گفته است خود تدارك مىنمايد . پس چون آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - آمد نزد جابر سؤال نمود كه چه چيز نزد شما هست ، جابر گفت نزد ما نيست مگر بزغالهاى مادّه در تنور و يك صاع آرد جو جهت نان . پس حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود به جابر كه اصحاب مرا بنشان ده ده ! پس جابر چنين نمود .
پس چون چنين كردند خوردند كلّ ايشان و سير شدند از آنچه آماده شده بود .
و ايضا از معجزات آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - اين بود كه ريگ در دست آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - تسبيح گفت .
/ * ب / 210 /
و ايضا شهادت داد گرگ به رسالت آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - از جهت آن كه وهبان بن اوس غنم خود را مىچرانيد و گرگى
هامش
( 1 ) . صاع : يكى از معايير قديم است كه پيمانهاى معادل سه كيلوگرم گنجايش مىباشد .