تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 936

مساهمون:

ص٩٣٦
السّلام - كه برو و بگير ران گوسفندى و براى من بيار قدح بزرگى از شير ! و بطلب جهت من اولاد پدر خود را كه بنى هاشمند ، پس حضرت امير - عليه السلام - چنين نمود ، و ايشان را طلبيد چهل نفر بودند ، پس / * الف / 210 / خوردند آن قدر كه سير شدند از آنچه خورده بودند ديده نمىشد در ظرف مگر اثر اصابع ، يعنى كم نمىشد به اين نحو كه به غير اثر اصابع در آن چيزى ديگر نمودار نمىشد ، پس طعام ديده مىشد بدون كم شدن ، و آشاميدند از آن قدح بزرگ پرشير آن قدر كه سيراب شدند ، و باز شير به حال خود بود . پس بعد از اين چون اراده نمود آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - كه دعوت ايشان كند به اسلام ، ابو لهب گفت كه بود اين امر از سحرى كه به شما كرد محمّد ، پس برخاستند پيش از آن كه دعوت كند ايشان را حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - به خدا ، پس گفت آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - به علىّ بن ابى طالب - عليه السلام - كه بكن باز مثل آنچه كردى در روز ثانى ، و آن حضرت - عليه السّلام - ثانيا چنين نمود ، پس چون خواست ايشان را دعوت كند باز ابو لهب اعادهء كلام سابق خود نمود . ايضا آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - به حضرت امير - عليه السّلام - فرمود بكن آن چيز كه كردى ثالثا ، پس در روز سيّم نيز چنين نمود آن حضرت - عليه السلام - پس آن روز مستحكم شد عقد بيعت خلافت و حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - مبايعت نمود آن روز با على - عليه السّلام - در خلافت بعد از خود به شرط متابعت او . و ايضا ذبح نمود جهت حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله -
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 936 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى