الاصلح ؟ فالمزيد عليه ممكن فلزم ان لا يمكن له - تعالى - الاتيان بما يجب عليه .
ولى فيه نظر ؛ اذ هذا انّما يوجب ذلك لو لزم من انحصار ما يجب عليه فى حسان الامور و من كون ذلك من جملة ما هو اصلح لعباده ان يوجبه ما هو أحسن و أصلح و ليس كذلك » .
و معنى اجوبهء مذكوره كه حاج محمود - رحمه اللّه - نقل نموده ملخّصش اين است كه :
امّا جواب از مفسدهء اولى : چنين گفته كه اين وقتى لازم و واجب مىشود كه كون جميع امور و آنچه در مرتبهء كون است از ممكنات از افعال خدا باشد ، و نيست چنين به نحوى كه اشاره سابقا شد كه پارهاى افعال از خداست و پارهاى فعل عباد ، و واجب بر هر يك فعل خود است ، و چون امر چنين است ظاهر است كه آنچه اصلح است از خداى - تعالى - نسبت به عبد مثل آن كه موجود شود و بماند و عطا شود او را جميع چيزى كه دخل در تحصيل كمالات او دارد خداى - تعالى - در حقّ مؤمن و كافر هر يك نموده ، نهايت آن كه كافر خود اختيار امرى نموده جهت خود كه مستحقّ عقاب و آلام شده ، و اين منافى آن نيست كه اصلح به حال او حيات و بقا و قدرت باشد . امّا آلام و اسقام و غير اينها از امور دنيويّه پس چون گذشت كه عوض آنها را مىدهد خداى - تعالى - عوض اكثرى كه زياد از اين آلام باشد ، پس اين امور اصلح خواهد بود به او .
و جواب از مفسدهء / * الف / 203 / ثانيه : اين است كه اين امر واجب مىشد اگر واجب بود بر خداى - تعالى - در ارشاد و هدايت بقاى يك
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 906
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٩٠٦