آفات باشد اين بود كه خلق نشود ، يا بميرد در حال طفوليت ، يا سلب عقلش [ الف - 273 ] شود پيش از بلوغ ، و خداى - تعالى - اين امر اصلح را به ايشان نكرده و ابقاى او كرده تا آن كه كافر به فعل آورده آنچه موجب خلود او شده در نار .
ديگر آن كه خداى - تعالى - اماته « 1 » فرموده انبيا - عليهم السّلام - و اولياى مرشدين را ، و باقى گذاشته ابليس با تلبيس و ذرّيّات او را تا روز قيامت ، پس بايست اين اصلح باشد با آن كه اين اصلح نيست ، و كافيست به اين امور فظاعت امر .
و از اين جمله اين است كه بنا بر وجوب حكم اصلح لازم مىآيد مجالى باقى نباشد جهت تفضّل و نباشد / * الف / 202 / از براى خداى - تعالى - اختيارى در انعام و افضال ، بلكه آنچه كند تأديهء واجب « 2 » باشد ، مثل ردّ وديعه يا دين لازم كه فعلش مستوجب شكر نيست ، و بوده باشد دعاى مردم جهت دفع بلايا و رفع بأساء و ضرّاء سؤالى از خدا كه تغيير بدهد آنچه واجب است بر او .
و از آن جمله نيز اين است كه مقدورات خداى - تعالى - غير متناهى است ، پس هر قدر كه ضبط نمايد و آن را اصلح داند ازيد از آن ممكن است ، و مستلزم آن است كه ممكن باشد ادا نمودن خدا آنچه واجب است بر او ، و فساد اين ظاهر است و مخفى نيست . « 3 »
و ملّا محمود نيريزى - رحمه اللّه - در شرح خود اشاره به قول ملّا على نموده و جواب هر يك از آنچه مرقوم شد از مفاسد داده است
هامش
( 1 ) . اماته : ميراندن
( 2 ) . در « م » واهب نيز خوانده مىشود .
( 3 ) . شرح التجريد / 357