تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
خداى - تعالى - داعى به ايجاد اين امر خاصّ اصلح موجود است و نيست از براى او صارفى از اين ، پس واجب است ثبوتش از جهت آن كه با ثبوت و تحقّق قدرت و وجود داعى و انتفاء صارف واجب است تحقّق اين امر اصلح به حسب عقل . و بيان وجود داعى كه احسانيست خالى از جهات مفسده ، و بيان انتفاء صارف اين است كه به حسب فرض مفاسد منتفيست در اينجا و مشقّتى در آن نيست ، پس صارف نيست در اين مقام . و حجّت گفته‌اند نافيان اين مطلب به اين كه وجوب آن لازم مؤدّى به محال است ، پس محال خواهد بود . تحقّقش بيان ملازمه اين است كه اگر فرض كنيم انتفاء مفسده را در زايد از اين قدر و ثبوت مصلحت در آن ، پس در اين صورت اگر واجب باشد ايجاد آن لازم مىآيد وقوع ما لا نهايه كه هميشه زياد شود ، از جهت آن كه ما اين را فرض مىكنيم در هر زايدى ؛ و اگر واجب نباشد ثابت مىشود مطلوب كه عدم وجوب است . گفته است ابو الحسين : هرگاه بوده باشد در اين قدر خاصّ [ ب - 272 ] مصلحت ، و خاليست از مفسده ، / * ب / 201 / و بوده باشد در زايد از اين وجود مفسده ، واجب است بر معطى كه عطا نمايد همين قدر را از جهت وجود داعى و باعث آن و انتفاء صارف ، و اگر نباشد در زايد مفسده الى غير النهاية . پس بتحقيق كه خداى - تعالى - مىكند اگر خواهد اين قدر زايد را ، و اگر نخواهد نمىكند . و گاه هست كه وجه نكردن از جهت آن است كه كسى كه بخواند كسى را و داعى شود در حصول فعلى و در آن فعل مشقّتى باشد كه به منزلهء صارف