تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
پس سعر قيمت چيزى است و نيست آن ثمن و نه مثمن ، و آن منقسم مىشود به گرانى و ارزانى . پس ارزانى : آن قيمت كمتر از معتاد است كه جارى شده به آن عادت با اتحاد وقت و مكان ، و گرانى زيادتى سعر و قيمت است از آنچه جارى شد به آن عادت با اتّحاد وقت و مكان . و بتحقيق كه اعتبار نموديم زمان و مكان را از جهت آن كه گفته نمىشود كه ثلج ارزان شده در فصل زمستان كه وقت نزول آن است ، از جهت آن كه نيست آن وقت وقت بيعش . و جايز است كه گفته شود كه ارزان است در هواى گرم هرگاه كم باشد قيمت آن . و ايضا گفته نمىشود كه ارزان است قيمت آن در جبال كه هميشه در آنجا نزول مىكند ثلج ، از جهت آن كه آنجا مكان بيع آن نيست . جايز است كه گفته شود كه ارزان است سعر آن در بلادى كه عادت شده به بيع آن در آنجا . بدان كه هر واحد از ارزانى و گرانى گاهى مىباشد از جانب خداى - تعالى - به اين نحو كه كم مىشود جنس متاعى و بسيار مىشود رغبت مردم به سوى آن ، پس حاصل مىشود گرانى از جهت مصلحت مكلّفين ، و گاهى بسيار مىشود جنس آن متاع و كم مىباشد رغبت ناس به آن به تفضّل از جانب خدا و انعام از او ، يا از جهت مصلحت دينيه ، پس حاصل مىشود ارزانى . و گاه هست كه از جانب ما عباد مىباشد ، هر دو / * الف / 201 / به اين نحو كه پادشاه حكم مىكند بر بيع اين متاع به سعر زياد از راه ظلم ، يا احتكار مىكنند و نگاه مىدارند متاع را مردم تا گران شود ، يا ممنوع
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 899 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى