مبحث سادس در بيان الم ايراد نموده به اين عبارت : « و الحسن قد يقع منا على وجه الاباحة كالذّبح للأكل ، و على وجه النّدب كالذّبح للاضحية ، و على وجه الوجوب كذبح المنذور و العوض عليه - تعالى - فى هذه « 1 » كه امر حسن را به معنى مباح بيان نموده ، و سابق به اين در فصل ثالث اين كتاب در بيان افعال خداى - تعالى - گذشت اين مطلب .
قال : : بخلاف الاحراق عند الالقاء فى النّار ، و القتل عند شهادة الزّور . « 2 » يعنى صبى غير مكلّفى را هرگاه طرح كنيم ، در آتش پس محترق شود در اين صورت فاعل وضع « 3 » الم خداى - تعالى - خواهد بود ، يعنى خداى - تعالى - الم را داده است در انداختن در آتش و عوض و تدارك آن بر ما خواهد بود ، و تدارك بر ما بودن خوب است ، از جهت آن كه اين احراق واجب است موافق حكمت الهى و از جهت اجراى عادت ، و خداى - تبارك و تعالى - منع نموده از طرح نمودن در نار كسى را پس كشته است طارح « 4 » مثل ايصال كنندهء در نار و رسانندهء الم ، پس از اين جهت است كه عوض بر طارح است نه بر خداى - تعالى - و همچنين است / * الف / 196 / اگر شهادت بدهد نزد امام شاهدى به عنوان زور و غلط كه موجب قتل باشد ، عوض بر شاهد خواهد بود اگر چه خداى - تعالى - قتل مشهود به را واجب نموده است بر امام ، و بر خدا و امام چيزى نيست به جهت آن كه قبول شهادت عادل عادت [ ب - 265 ] شرعيست و اجراى آن موافق شرع از استمرار عادت است .
هامش
( 1 ) . مناهج اليقين / 255
( 2 ) . كشف المراد / 234
( 3 ) . م : - وضع
( 4 ) . طارح : اندازنده