ظالم است ، پس عوض با فاعل است .
و حجّت گفتهاند نفى كنندههاى مر عوض كه بايد نه بر خداى - تعالى - و نه بر حيوان باشد اين عوض بقوله - صلّى اللّه عليه و آله - جرح العجماء جبار » « 1 » . يعنى جراحتى كه لا يعقل مىكند عوض ندارد و هدر است .
و در صراح اللّغة واقع است كه « عجماء : چارپا « 2 » [ ى ] و فى الحديث :
جرح العجماء جبار » « 3 » . و در باب الواو « 4 » و فصل الجيم آن واقع است كه : « جبار بالضّم هدر ؛ يقال ذهب دمه جبارا أى هدرا » « 5 » ؛ پس عوض بر هيچ كس نيست .
و حجّت گفته است قاضى كه به الجاء و عدم الجاء قائل بود كه تمكين مقتضى انتقال عوض از فاعل نيست به ممكن و تمكين دهنده و الّا بايست كه عوض قتل به صانع سيف منتقل شود ، به خلاف الجاء كه مقتضى اسناد فعل است حقيقت به ملجى يعنى ملجأكننده . و از اين جهت است كه خوب است مذهب او نه اسناد به ملجأ يعنى ملجأ كرده شده ، و به اين حجّت قاضى گفته كه بدون الجاء با حيوان است و با الجاء با خدا است . و ايضا حجّت گفته است كه عوض اگر بوده باشد بر خداى - تعالى - خوب نخواهد بود منع سباع از اكل مردم .
بيان اين متن در شرح علّامه دقيق شرح شده . و در حلّ آن بايد تأمّل نمود و دانست كه اين نحو است ؛ زيرا كه در آن شرح چون
هامش
( 1 ) . بسنجيد با النهاية ج 3 / 187
( 2 ) . كذا
( 3 ) . صراح اللغة / 300
( 4 ) . كذا . صحيح : الراء
( 5 ) . صراح اللّغة / 104