باشد مستحقّ عوض است او به سبب اين ، خواه آن كه مشعور به او باشد اهلاك مال يا نباشد ، از جهت آن كه تفويت منفعت مثل انزال الم است . پس اگر صاحب الم سازد كسى را كه مشعور به او نشود الم - مثل مجنون را - مستحقّ عوض هست البته ، همچنين هرگاه فوت شود از او منفعتى از جانب اللّه و مشعور او نباشد مستحقّ عوض خواهد بود .
و علّامه - رحمه اللّه - گفته كه نزد من در اين وجه نظر است . ممكن است كه وجه نظر اين باشد كه چون او متألّم نمىشود عوضى از اجر ندارد .
سيم : انزال غموم است ، به اين نحو كه خداى - تعالى - مىكند اسباب غم را ، پس بايد عوض اجرى باشد او را از جهت آن كه غم جارى مجراى ضرر است پيش عقل ، خواه آن كه غم به سبب علم ضرورى باشد به وصول مصيبت ، يا وصول الم ، يا آن كه ظنّى باشد به سبب علامت ورود مضرت يا فوات منفعت ، يا علم مكتسبى باشد در آن از جهت آن كه خداى - تعالى - ناصب دليل و باعث نظر است در آن ، و همچنين ناصب علامت ظنّ است ، پس چنانچه سبب غم از جانب خداى - تعالى - است عوض نيز با او است ، امّا غم كه حاصل باشد از عبد خودش بدون آن كه سبب آن خداى - تعالى - باشد دو نحو است ، يكى : آن كه عبد فكرى مىكند پس اعتقادات جهل به هم مىرساند به نزول ضرر به او . دويم فوات منفعت را تصوّر مىكند ؛ پس بتحقيق كه عوضى نيست مر او را بر خداى - تعالى - و اگر بكند خداى - تعالى - به او فعلى را كه اگر مشعور به او بشود آن امر صاحب غم
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 874
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٨٧٤