مىشود ، « 1 » و ثمره به كمال نمىدهد ، بلكه برگشته آخر شكوفه مىكند ، ليكن اكثر اين كار كردهاند و انكار اين نكردهاند . اين مذهب شيخين و قاضى القضات است كه مصنّف - رحمه اللّه - اختيار نمودهاند .
و تجويز نمودهاند بعضى از مشايخ ادخال الم را بر مكلّف هرگاه مشتمل بر لطف و منظور اعتبار آن باشد اگر چه حاصل نباشد در مقابل آن الم عوضى ، از جهت آن كه الم همچنان كه خوب است از جهت نفعى كه مقابل آن است همچنين خوب است از جهت امرى كه الم [ الف - 261 ] آخر به آن مؤدّى مىشود ، و از اين جهت است كه مشقّت سفر گواراست به ما چون رنجى كشيدهايم ، و نفعى كه مقابل متاعيست كه به جهت تجارت است هميشه بردهايم آن هست و آن متاع نفعى دارد اگر چه مقابل الم عوضى نباشد ، و همين كافيست كه مشقّت سفر علّت حصول ربحيست كه مقابل متاع تجارت است و آن متاع عوض و ربح دارد ، و همچنين اينجا المى كه آن از لطف است اگر نمىبود ، پس ثواب مقابل طاعت نيز نمىبود ، چنانچه در تجارت اگر الم سفر نبود و حركت نمىشد نفع مقابل متاع نبود .
و حجت اوايل اين است كه الم غير مستحقّ اگر نباشد مشتمل بر نفع يا دفع ضرر خواهد بود قبيح ، و آنچه از طاعت كرده مىشود عوض از جهت وجود الم نيست ، يعنى / * الف / 193 / اين طاعت نفع و ثواب جهت الم نيست . و امّا اجر جهت مستحق بنا بر طاعت اوست و مقابل طاعتيست كه او نموده ، نه مقابل الم ، پس الم مجرّد از نفع
هامش
( 1 ) . كذا جمله چنين است