تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 862

مساهمون:

ص٨٦٢
و گفته است علّامه - رحمه اللّه « 1 » در شرح خود كه اگر خالى باشد اين الم از نفع زايدى كه اختيار مىكند كسى با اين نفع الم را مستلزم ظلم است ، و اگر خالى باشد از لطف مذكور مستلزم آن است كه عبث باشد و قبيح « 2 » است ، پس هر دو بايد يعنى هم نفع و هم لطف در الم بايد متحقّق شود و مثال نفع زايد از آن الم را فصد و حجامت به نحو پيش و رفع عضو زايد گفته‌اند . حاصل كلام آن كه لا بدّ است در الم مشتمل بر نفع زايد از آن كه لطفى در آن باشد كه از رفع نفع ظلم بودن و از رفع لطف عبث بودن الم لازم مىآيد و اين هر دو قبيح . و در اينجا اختلاف نموده‌اند شيخان يعنى ابو على جبائى و ابن او ، پس ابو على گفته است كه علّت در قبح الم بودن آن الم ظلم است نه غير آن ، پس شرط ننموده اين شرط را يعنى اشتمال بر لطف را . و ابو هاشم / * الف / 192 / گفته قبيح است از جهت آن كه ظلم است يا آن كه عبث است اگر از لطف نباشد ، و رفع هر دو را لازم دانسته ، پس واجب گرداند « 3 » در امراضى در مراتب [ ب - 259 ] كه خدا به اطفال عارض مىنمايد با عوض‌هاى زايده لطف را نسبت به مكلّف ديگر ، يعنى ابوين . و از اين جهت است كه قبيح است از ما خلاص نمودن غريق را به شرط آن كه بشكنيم دستش را ، و اجاره نمودن آب كش چاه را به قصد انداختن او در چاه بدون غرض صحيحى هر چند اجرت زياده داده شود بر او ، اين علامت عدم لطف است .
هامش
( 1 ) . م : - رحمه اللّه ( 2 ) . م : گرداند ( 3 ) . م : گرداند
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 862 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى