مثل قوله - تعالى -
( وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا [ مِنْكُمْ ] فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ )
. « 1 »
دويم : آن كه بوده باشد در آن نفع عظيمى [ الف - 259 ] مثل قطع لحم زايد و اجرا [ ى ] حدود و نحو آن .
سيم : اين كه بوده باشد در آنها دفع ضرر اعظم از آلام ، مثل فصد و حجامت .
رابع : آن كه كرده شود بر مجراى عادت ، چنانچه خداى - تعالى - مىكند سوختن را به حىّ هرگاه در آتش انداخته شود احدى .
پنجم : آن كه كرده شود بر سبيل دفع از نفس ، مثل رضا به الم قاتل هرگاه كسى اراده قتل ما كند .
اين است بيان حسن آلام از جهت آن كه ما هرگاه علم داشته باشيم اشتمال الم را به احد وجوه حكم مىكنيم به حسنش البته .
قال : : و لا بدّ فى المشتمل على النّفع من اللّطف . « 2 » يعنى شرط است از جهت حسن و خوبى المى كه اوّل بار يعنى بدون جرم سابقى يا عوض مكافاتى خداى - تعالى - به عبد مىدهد از جهت منفعت و ثواب اخروى اين كه متألّم و صاحب الم خداى - تعالى - با لطف باشد ، پس لا بد در الم مشتمل بر نفع لطفى ضرور است كه از براى متألّم باشد يا از براى غير آن ، و لطف نزديك كنندهء مكلّف است به طاعت .
هامش
( 1 ) . بقره / 65
( 2 ) . كشف المراد / 330