لطف باشد ، چنانچه / * الف / 191 / امراض الهى لطف است كه مذكّر عقاب و حصول مشقّت مىشود كه موجب مصلحت است ، همچنين ظلم از ما موجب اين امور ممكن است كه تواند شد . و اين معنى خوب نيست و باطل است ، به جهت آن كه بودن امراض الهى لطف جهت وجوب تحقّق آن مرض مىشود و امر قبيح چون لطف نيست - مثل ظلم - جهت وجوب آن چيزى نمىتواند شد ، و لطف علم آن شخص مظلوم است كه به بليهاى مبتلا شده پس اصل علم او لطف است ، نه آن كه اصل بليّه و ظلم فى نفسه لطف باشد ، چنانچه علم به خوبى ذبح بهيمه لطف است جهت ما اگر چه اصل ذبح فى نفسه لطف نباشد . اين است تحقيق علّامه - رحمه اللّه - در شرحش . « 1 »
مسألهء ثالث عشر در الم است و وجه حسن آن
قال : : و بعض الالم قبيح ، يصدر عنّا خاصّة ، و بعضه حسن يصدر منه - تعالى - و منا . و حسنه امّا لاستحقاقه ، أو لاشتماله على النّفع ، أو دفع الضّرر [ ب - 258 ] الزّائدين ، أو لكونه عاديّا ، أو على وجه الدّفع . « 2 » در اين كلام چندين مبحث است :
اوّل : در مناسبت اين بحث است در اينجا و مناسبت ما بعد آن با ماقبلش . بدان اين را كه ما بيان كرديم وجوب الطاف و مصلحتها را ، و اين دو قسم است : مصلحتهاى دنيوى - كه منافع دنياست مىباشد -
هامش
( 1 ) . در « م » عبارت : « اين است تحقيق . . . شرحش » بعد از عبارت « وجه حسن آن » آمده است .
( 2 ) . كشف المراد / 329 : يصدر منّا