تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
« بر سيه‌دل چه شود خواند وعظ »
. و ممكن است كه اين جواب از سؤال ديگر باشد از براى ايشان ، و تقرير آن اين است كه : لطف اگر واجب باشد واقع نمىشود معصيتى از مكلّف اصلا ، از جهت آن كه خداى - تعالى - قادر است بر هر چيزى ، پس / * ب / 189 / هرگاه قادر باشد كه لطف نمايد به هر مكلّفى در هر زمانى در هر فعلى ، پس معصيتى واقع نمىشود و خداى - تعالى - مخلّ و مبطل امر واجب نيست ، و ما مىدانيم كه كفر و معاصى موجود است پس لطف محقّق نيست . و تقرير جواب آن است كه گفته مىشود كه : صحيح است كه گفته شود كه لطف واجب است مر مكلّف را هرگاه بوده باشد از براى او لطفى كه صلاحيّت داشته باشد جهت آن ، و استبعادى ندارد در اين كه بعضى مكلّفين باشند كه ايشان را لطفى نمىباشد سواى آن كه علم به مكلّف و ثواب به اطاعت و عقاب با معصيت باشد ، چنانچه سابق به اين اشاره نمود كه اصل تكليف گاهى باعث عمل خير مىشود و در كافر نيست اين لطف ، پس كافر قابل اين الطاف خاصه نيست هر چند به نحو عموم لطف لايق كفّار متحقّق شده . شبههء ثالثه اين است كه : در اخبار به اين كه مكلّف از اهل [ ب - 256 ] جنّت است يا اهل نار مفسده است ، از جهت آن كه تحريص به معاصيست جهت اهل جنّت ؛ زيرا كه چون خود را از اهل جنّت دانستند به خاطر جمع ايشان معصيت مىكنند و بتحقيق كه خداى - تعالى - اخبار نموده كه كدام مكلّف از اهل جنّت است و كدام از اهل نار است و اين منافى لطف است .