تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
معلوم است كه در لطف وجه قبحى نيست . و استدلال به عدم علم استدلال بر علم به قبح نيست در اينجا و مفيد اين است « 1 » كه كسى بگويد كه شايد باشد امر قبيحى كه معلوم نباشد ، بلكه شارع حكم به ظاهر نموده ، هرگاه قبح ظاهرى ندارد قبيح حقيقى و شرعى نيز نيست . شبهه دويم : اين است كه به كافر آيا تكليف با وجود لطف نموده شده يا با عدم لطف ، پس اوّل باطل است و الّا نخواهد بود آن لطف از جهت آن كه معنى لطف اين است كه حاصل شود آنچه در آن لطف مىشود نزد مكلّف در حين لطف ، مثل ايمان ؛ پس بايست كافر مؤمن باشد [ الف - 256 ] و اگر با عدم لطف كه ثانيست به كافر تكليف شده در اين صورت يا از جهت عدم قدرت به آن لطف است . پس عجز خدا لازم مىآيد ، و اگر با وجود قدرت است پس لازم مىآيد اخلال به واجب . و جواب اين است كه : لطف نيست به معنى اين كه ملطوف فيه مثل ايمان حاصل باشد در او بالفعل ، از جهت آن كه لطف لطف است فى نفسه ، خواه آن كه حاصل باشد ملطوف فيه يا نه ، بلكه به بودن از آن حيثيّت كه لطف است قريب است ملطوف فيه به آن و ترجيح دارد وجودش بر عدمش ، و اين كه ايمان نزد كافر ترجيح نيافته و مؤمن نشده از جهت سوء اختيار مكلّف كافر است نزد او مرجوح است ، چنانچه گفته‌اند ، مصرع :
هامش
( 1 ) . م : مفيد نيست