را به آنچه در آن لطف است علم حاصل باشد جهت مكلّف كه غير مىكند اين لطف را ، مثل اعانت در تحصيل مصالح و دفع مفاسد ، و يارى نمودن او را در امور مصالح و افعال صالحه از ايمان و اطاعت و / * الف / 189 / انزجار نمودن از افعال غير صالحه ، پس شرط است در تكليف به ملطوف فيه كه « 1 » معلوم باشد اين كه آن غير به فعل مىآرد . و متوجّه مىشود اين لطف را كه در قسم ثالث گفته شد در متن .
قال : : و وجوه القبح منتفية ، و الكافر لا يخلو من لطف ، و الاخبار بالسّعادة و الشّقاوة ليس مفسدة . « 2 » چون مصنّف ذكر نمود اقسام لطف را شروع نمود بر اعتراضات بر وجوبش با جواب از اينها ، و ايراد نموده از شبهههاى اشاعره سهتاى از آنها را .
اوّل : آن كه گفتهاند كه لطف واجب است هرگاه خالى باشد از جهات مفسده ، از جهت آن كه مصلحت در وجوب آن وقتى مىباشد كه جهات مفسده در آن نباشد و گاه باشد « 3 » كه اين لطف مشتمل بر جهت قبحى باشد كه مردم ندانند آن را ، پس از روى جزم واجب نخواهد بود لطفى كه شما واجبش مىدانيد .
جواب آن است كه : جهات قبح معلوم است از براى ما چون ما مكلّف و مأمور به ترك آن هستيم و شارع تمام آن را مبيّن نموده ، و
هامش
( 1 ) . م ، الف : - كه
( 2 ) . كشف المراد / 325 : الاخبار . نسخهء مذكور اصحّ است و در طى شرح نيز بر وفق آن شرح شده است .
( 3 ) . م : - و گاه باشد