امكان فعل در هر دو صورت حاصل است فاعل را ، و اين تكليف با لطف به خلاف تكليفى « 1 » است كه اطاعت حاصل مىشود با آن تكليف فقط / * ب / 188 / بدون لطف ، از جهت آن كه لطف امر زايد بر آن تكليف است ، پس مكلّف را بدون اين لطف ممكن است به سبب اصل تكليف اطاعت كردن و عدم آن ، و نيست همچنين تكليف با لطف ، يعنى تكليف با لطف مثل تكليف بدون لطف نيست ، از جهت آن كه نزد لطف [ الف - 255 ] متمكّن است مكلّف به سبب لطف نيز در اطاعت و اقرب است « 2 » و بدون آن متمكّن نيست به اين نحو و مرتبه در اطاعت و عدم اطاعت ، پس لازم نيست كه تكليفى كه اطاعت مىكند نزد آن تكليف يا اطاعت نمىكند لطف باشد .
و مراد از تمكّن كه علّامه گفته اينجا قدرت است . و غير تمكين است كه در آلت است .
هرگاه اين را دانستى پس گفته مىشود كه لطف واجب است به خلاف مذهب اشعرى ، و دليل بر وجوب لطف اين است كه حاصل مىشود غرض مكلّف از لطف ، پس واجب خواهد بود لطف و الّا لازم مىآيد نقض غرض .
بيان ملازمه اين است : مكلّف هرگاه عالم باشد كه عباد اطاعت نمىكنند مگر به لطف ، پس اگر مكلّف تكليف كسى بدون لطف نمايد ناقض خواهد بود در تحقّق غرض خود ، مثل آن كه اگر كسى غير خود را بخواند جهت اطعام نمودن و داند كه او اطاعت نمىكند مگر
هامش
( 1 ) . م : تكلّفى
( 2 ) . امريست