تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
و ثالث اين است كه : مجوس گفته‌اند كه نكاح اخوات و امّهات به قضاى الهى و قدر او و اراده اوست و موافقت ايشان نموده‌اند مجبره كه گفته‌اند كه بتحقيق نكاح مر خواهران و مادران را به قضاى خدا و قدر و ارادهء او است . و رابع اين است كه : مجوس گفته‌اند كه قادر بر خير قدرت بر شرّ ندارد و بالعكس ، يعنى قادر به شرّ قدرت به خير ندارد ، و مجبره گفته‌اند كه بتحقيق كه قدرت موجبه فعل است و فعل لازم آن است و مقدّم نيست بر آن ، يعنى قدرتى كه فعل را واجب [ الف - 247 ] مىكند مقدّم نيست بر آن به حسب زمان ، بلكه مثل نار و حرارت است كه از هم تخلّف ندارد ، « 1 » پس انسانى كه قادر بر خير است قدرت بر ضدّ آن ندارد و بالعكس . و ملّا على « 2 » در شرحش گفته كه اين حديث به هيچ يك از معانى مذكوره موافق نيست ، پس ايرادش در اين مقام به نحوى كه مؤيّد باشد نظر است . ليكن ممكن است كه كسى بگويد كه منظور اين است كه خداى - تعالى - به جميع امور عالم است و ثبت نموده در لوح محفوظ و به امور حسنه حكم كرده و از امور قبيحه منع فرموده ، بايد به اين راضى شد و عبادت نمودن خداى - تعالى - بدون معبود ديگر از اين جمله است كه راضى به كفر نيست و جبر ننموده مردم را ، بلكه ايشان را به اختيار خود گذاشته . پس راضى بودن به قضا و قدر الهى اين شد كه
هامش
( 1 ) . م : نداند ( 2 ) . شرح التجريد / 349