مسيء اولى به ذمّ از محسن و ملامتى ، پس از جانب خدا بر گناهكارى و محمدتى جهت نيكوكارى نخواهد بود ، و همه در اين صورت مجبورند و به اختيار خود نكرده خواهند بود .
اين سخن عبدهء اوثان و لشكر شياطين است و شهود زور و كذب قائل اين كلامند ، و اينها جمعى بىبصيرت كوران از ثوابند و اينها قدريّه يعنى جبرى اين امّت و مجوسى ايشانند .
خداى - تعالى - امر از روى اختيار نموده و نهى فرموده از روى تخويف ، و تكليف را كم و آسان نموده ، و جبر ننموده و عصيان ننموده كسى خدا را به غلبه نمودن بر آن كس ، و اطاعت كسى را نفرموده ، خدا از روى اكراه به او و ارسال رسل نكرده عبث و خلق ننموده سماوات و ارض را و ما بين ، ارسال رسل نكرده عبث و خلق ننموده سماوات و ارض را و ما بين اينها را باطل ، اين گمان جماعتيست كه كافر باشند . پس واى مر آن جماعتى را كه كافر شدهاند از شدّت « 1 » عذاب آتش جهنّم .
پس گفت شيخ كه : چيست آن قضا و قدرى كه ما نرفتيم مگر به سبب آن هر دو ؟ يعنى بر ما لازم است كردنش و نكردن معذّب خواهم بود .
پس گفت آن حضرت - عليه السّلام - كه : آن امورى است كه امر از جانب خداست و حكم از جانب او است ، « 2 » يعنى امور واجبه و اطاعت لازمه است و « 3 » خواند آن حضرت - عليه السّلام - قوله - تعالى -
( وَ
هامش
( 1 ) . م ، الف : - و
( 2 ) . م : + و
( 3 ) . م : - است و