قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا
« 1 »
إِلَّا إِيَّاهُ )
« 2 » .
پس برخاست شيخ مسرور و حال آن كه مىگفت تويى آن امامى كه اميد داريم « 3 » به طاعت او در روز قيامت از جانب / * ب / 182 / رحمان رضوان را ، واضح نمودى از دين ما آنچه پوشيده بود ، جزا بدهد تو را پروردگار تو از اين جانب خود احسان كاملى را ، يعنى عوض اين تفضل كه به ما كردى . « 4 »
پس حاصل كلام اين شد كه قضا و قدر چيزى است كه نوشته شده و به ملائكه گفته شده و جبر به عباد نشده به فعل امرى ، و آنچه لازم و واجب شده از ترك آن كه در آخرت عذاب اخروى جهت او خواهد بود ، ليكن در اين نشأ كسى مجبور به آن نيست .
و گفتهاند ابو الحسين بصرى و محمود خوارزمى كه وجه تشبيه آن حضرت - عليه السلام - مجبره را به مجوس چندين وجه است :
يكى : آن كه مجوس مختصّند به مقالات و سخنهاى سخيفه و اعتقادات واهيه معلومة البطلان و همچنينند مجبره .
ثانى اينها اين است كه : به مذهب مجوس است كه خداى - تعالى - خلق مىنمايد افعال را بعد از آن تبرّى از آن مىكند ، چنانچه خلق نمود ابليس را بعد از آن او را لعين و دور نمود و همچنين است مذهب مجبره نيز كه گفتهاند كه خداى - تعالى - مىكند قبيح را بعد از آن تبرّى از آن مىكند .
هامش
( 1 ) . [ ب - 246 ]
( 2 ) . اسراء / 23
( 3 ) . م : دارم
( 4 ) . بنگريد : توحيد / 380 - 381 ، تاريخ مدينة دمشق ج 3 / 231 و تجريد الاعتقاد / 200