و اگر اراده نموده الزام اعمال را و ايجاب آنها را اين صحيح نيست مگر در فعل واجب وحده نه / * ب / 181 / در مستحب و مكروه .
و اگر اراده نموده كه خداى - تعالى - بيان نموده و نوشته و اعلام نموده به ملائكه كه چنين خواهد شد و من بعد چنين خواهند كرد ، پس اين صحيح است از جهت آن كه خداى - تعالى - جميع اين امور را در لوح محفوظ نوشته است و از جهت ملائكه بيان نموده .
و اين معنى اخير متعيّن است از جهت آن كه اجماع است بر وجوب اين رضا به قضاء خداى - تعالى - و قدر او و اوامر و نواهى او - عزّ سلطانه - و رضا در امراض و آلام و ارزاق مقرّره او ، نه در عصيان و كفر و غير آن از قبايح كه فعل عباد است چنانچه مذهب حقّ است ، و به اين نحو گفتهاند محقّقين ، پس معنى آن اين است كه چنين كه در لوح محفوظ نوشته شده به آن بايد راضى شد نه آن كه اينها همه فعل خداست تا آن كه لازم آيد كه به كفر بايد راضى شد كه قضاء خدا است ، و اين معنى باطل است .
پس آنچه حق است اين است كه بايد به امور موجب ثواب و حسنه كه خداى - تعالى - فرموده راضى شد و دست از قبايح برداشت . و ملا محمود گفته : « ليس لقولنا رضيت بقضاء اللّه - تعالى - معنى سوى انه رضيت بمقتضائه لا بصفة « 1 » آثارها هذه الامور » « 2 » .
و نفع نمىدهد اشاعره را عذر گفتن كه دو جهت است اينجا ، يكى وجوب رضا به كفر و يكى عدم وجوب رضا به كفر امّا وجوب
هامش
( 1 ) . م : نصفه
( 2 ) . م : + كه بايد