سبب مسبّب را و حصول امورى كه باعث مسبّب است واجب مىشود وجود مسبّب ، پس از تحت قدرت خارج است و از روى قدرت واقع نمىشود كه وجود و عدمش مساوى باشد .
و جواب آن است كه وجوب مسبّب در وقت اختيار كردن سبب آن را وجوب لاحق است به نحوى كه فعل واجب مىشود در وقت وجود قدرت و تحقّق داعى ، پس در وقت فرض وقوع امرى كه مسبّب است وجوب لاحق اثر نمىكند در امكان ذاتى آن و منافى قدرت قادر نيست همچنين است در اينجا .
قال : و الذّم فى القاء الصّبىّ عليه لا على الاحراق . « 1 » اين جواب شبههاى است از اشاعره : و آن اين است كه مدح و ذمّ كسى در باب متولّد دلالت نمىكند بر علم بر استناد متولّد به ما عباد ، از جهت آن كه گاه ما مذمّت مىكنيم بنا بر امر متولّد كسى را اگر چه دانيم استناد آن را به غير او ، چنانچه مذمّت مىكنيم كسى را كه بيندازد طفلى را در آتش هرگاه بسوزد اگر چه سوزاننده خداى - تعالى - است ، و اين را دانيم كه اين سوختن از او متولّد شده .
و جواب اين است كه مذمّت در اينجا بر القاست نه بر احراق است ؛ زيرا كه احراق از جانب / * الف / 181 / خدا بودن در وقت القاء آن طفل به نار خوب است از جهت اشتمال آن به عوض و تدارك امرى از براى صبى و از جهت آنچه در آن هست از مراعات بقاى
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 315