تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
و اين حركت را مسبّب « 1 » مىگويند . و اعتماد را سبب مىگويند ، خواه ثانى حادث شود در محلّ قدرت يا در غير محلّ قدرت . و ثالث مثل كتابت كه مخترع بود ، چنانچه گذشت امرى است كه كرده مىشود نه از براى بودن در محلّى . پس اوّل مختصّ به ما عباد است و ثالث مختصّ به خداى - تعالى - است . موافق شرح علّامه نيز « 2 » و ثانى را مشترك قرار داده ، و گفته بدان كه ناس اختلاف نموده‌اند در [ الف - 243 ] متولّدات « 3 » كه آيا واقع مىشود / * الف / 180 / از ما يا نه ، پس جمهور معتزله رفته‌اند بر اين كه از فعل ماست مثل مباشر . و گفته است معمّر نيست فعلى از عبد مگر اراده و غير اينها از حوادث پس واقع است به طبع ، يعنى طبيعت و سرشت محلّ ، و « 4 » انسان وقت حركتش در قلب ايجاد مىكند اراده را ، و ما عداى اينها اضافه كرده مىشوند و واقع مىشوند به طبيعيّت محل . و گفته‌اند جماعت ديگر كه نيست فعلى از عبد مگر تفكّر . و در شرح ملّا محمود و ملّا على مباشر را به حركت يد ، و متولّد را به حركت مفتاح مثال آورده . « 5 » و گفته است ابو اسحاق نظام كه فعل انسان همين حركت حادثه در اوست به سبب داعيه‌هايى كه دارد و انسان نزد او همين چيزى است كه منساب است ، يعنى نسبت داده شده است به او فى الجمله ، و اين اراده‌ها « 6 » و اعتقادها حركت قلبيّه است . و آنچه يافت مىشود منفصل
هامش
( 1 ) . م : + را ( 2 ) . كذا ( 3 ) . م : متولد ( 4 ) . م : و محل ( 5 ) . شرح التجريد / 348 ( 6 ) . نسخه‌ها : ارادها