موجود است . اين است مجملى از آن و مفصّلش در موضع خود در بيان احوال زمان در اين كتاب مبيّن شده است .
قال : و انّما تعرض المقولة بالذّات للمتغيّرات ، [ و ] بالعرض لمعروضها . « 1 »
يعنى اين مقوله كه متى است عارض مىشود بالذّات از براى [ الف - 206 ] متغيّرات فقط - مثل حركات - و عارض غير متغيّرات مىشود بالعرض ، و به واسطهء متغيّرات از جهت آن كه غير متغيّر را اين متى عارض نمىشود مگر به سبب حال متغيّرى كه در آن باشد ، مثل « 2 » اجسام كه حركت عارض آنها مىشود و به سبب « 3 » حركت متى عارض جسم مىگردد .
و در شرح حاج محمود در طىّ بيان اين متن واقع شده عبارتى چند كه مفاد آنها اين است كه ما مىدانيم بديهة كه از براى هر حركتى تقدّم و تأخّرى هست اگر چه فلك و حركت آن موجود نباشد ، از جهت عدم توقّف حركت جسمى به حركت جسم ديگر ، و اين ثابت است كه وصول به آن مكان خاصّى تدريجى مىباشد نه دفعى ، و اين معنى حقيقى غير وهمى است ، و اگر فرضا فلك معدوم شود و باز موجود شود و باز معدوم شود اين مراتب عدم و وجود معلوم مىشود به ترتيب موقوم ، پس اين تقدّم و تأخّر را لزومى با فلك نيست . و اين است معنى زمان نزد بعضى .
و مىگويند كه با متغيّرات است تحديد و تعيين مقدار آن تقدّم ، و
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 275
( 2 ) . ن : + تعلق وجود و نظرى
( 3 ) . ن : + و اين امور و