تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
اعتبار اين هر دو . پس بتحقيق كه لا بدّ است اين حركت را از مسافت كه زياد و كم شود حركت به سبب آن ، و ناچار است از زمانى نيز به اين طريق كه زياد شود حركت به سبب زيادتى زمان ، و كم شود به سبب كمى آن ، و عارض مىشود مر حركت را تقدّم و تأخّر به حسب اجزايش كه در اجزاء مقدّم و مؤخّر مسافت معتبر مىشود ، از جهت آن كه اجزاء مقدّمه از حركت كه در جزء مقدّم از مسافت است « 1 » مقدّم است از اجزايى « 2 » كه در متأخّر از مسافت است . و همچنين حركت واقعه در جزء متقدّم از زمان مقدّم است از واقعه در جزء متأخّر از زمان . ليكن فرق ميان متقدّم از مسافت و متأخّر با « 3 » اجزاء زمان و حركت اين است كه اجزاء مسافت با هم جمع مىشوند به خلاف اجزاء حركت و زمان ، و حاصل [ الف - 205 ] مىشود از جهت حركت عدد به دو اعتبار كه آن مسافت و زمان باشد ، پس حركت به سبب زمان و مسافت معدود مىشود ، و زمان مقدار حركت است ، و عدد آن حركت از جهت تقدّم و تأخّرى است كه عارض حركت مىشوند به اعتبار تقدّم و تأخّر مسافت ، نه به اعتبار تقدّم و تأخّر زمان ، و الّا لازم مىآيد دور كه زمان را زمانى باشد كه محتاج اليه باشد . و شيخ در شفا گفته : « الزّمان عدد الحركة اذا انفصلت الى متقدّم و متأخّر لا بالزّمان ، بل فى المسافة ، و الّا لكان البيان تحديدا بالدّور » « 4 » . و تصريح نموده‌اند كه زمان تقدّم و تأخّر ندارد خود به حسب اتصال و
هامش
( 1 ) . م : است از مسافت ( 2 ) . م : جزائى ( 3 ) . م : بان ( 4 ) . شفاء ، فن سماع طبيعى / 157