نيستند ، و الّا لازم [ آيد ] تسلسل ، يعنى جهت / * ب / 157 / زمان زمانى خواهد بود « 1 » همچنين .
قال : و الطّرف كالنقطة و عدمه فى الزّمان لا على التّدريج . « 2 »
بدان كه اين كلام مصنّف - رحمه اللّه - جواب سؤال مقدّر است ! گويا كسى گفته كه آن طرف زمان جزء زمان « 3 » است ، چنانچه مذهب بعضى آن است كه زمان مركّب از آنات متتاليه است و صاحب اجزا است . پس آن جزء از زمان خواهد بود ؛ زيرا كه بدون جزئيت آن به نحو عروض خواهد بود و « 4 » عروض آن به طرف زمان مثل نقطه به طرف خط وقتى مىشود كه زمان امر متّصل غير مركّب از آنات باشد .
پس بدان كه عدم آن [ ب - 206 ] طرف كه آن فرض شده « 5 » يا به تدريج است يا دفعى است ؛ و اوّل باطل است ، و الّا آن زمانى خواهد بود از جهت آن كه هر چه عدمش به تدريج است ، وجودش نيز به تدريج است و هرگاه عدمش آنى باشد متّصل خواهد بود كه دو آن خواهد بود اين آن عدم با آن « 6 » وجودش ، پس جزء از زمان خواهد بود و اين تتالى آنين و موجب عدم اتّصال زمان است .
الحال مصنّف - رحمه اللّه - جواب گفته از « 7 » حقيقت حال به اختيار قسم ثالثى كه نه دفعة باشد ، و نه به تدريج عدم آن ، بلكه
هامش
( 1 ) . م ، ن : + و
( 2 ) . كشف المراد / 276
( 3 ) . م : - جزء زمان
( 4 ) . ن ، الف : . . . بود و
( 5 ) . ن ، الف : - كه آن فرض شده
( 6 ) . م : بان
( 7 ) . ن : - از