حركتى همچنين افاده مىكند قوّت فاعله را از براى اين حركت كه آن به فعل آرد حركت را ، هر چند كه آن قوّت قابل است ضعف را نيز به سبب امور خارجه و ممانعت اصل طبيعت مقاومه ، و هر چند ضعيف شود قوّت قسريّه به سبب مصادمات قوى مىشود طبيعت تا آن كه فنا مىشود آن قوّت قسريّه بالكلّيه .
و ايضا علّامه - رحمه اللّه - گفته كه مرا در اين افاده اشكالى هست از جهت آن كه واحد بالشّخص باقى نمىماند حال ضعفش كه آن بعينه اضعف شود « 1 » ، پس قوّت قسريّه هرگاه مرتبهء قوّت آن معدوم شود در وقت ضعفش محتاج خواهد بود تجديد آن قوّت به علّتى ، مثل افتقار حركت به محرّك . و اقرب در اينجا آن است كه از قاسر ثابت است كه حاصل مىشود در متحرّك قسرى سه امر حركت قسريّه محسوسه « 2 » و ميل قسرى - و اين ميل قابل شدّت / * ب / 155 / و ضعف است - و ايضا قوّتى كه مستفاد مىشود از قاسر و باقيست آن قوّت و شديد نمىشود و ضعيف نمىشود و متجدّد مىشود ميلهاى آن مادام كه حاصل نشود در هوايى [ ب - 203 ] كه متحرّك است در آنجا صلابت و سختى و انجماد و تصلّبى كه مانع از نفوذ « 3 » در آن هوا باشد ، پس در اين صورت باطل مىشود قوّت قسريّه بالكلّيّه .
و در شرح بهشتى واقع است كه : « و قسريتها كحركة الحجر المرمى الى فوق تستند الى قوة محرّكة موجودة فى المتحرك ،
هامش
( 1 ) . م ، الف : - كه آن . . . شود
( 2 ) . م ، الف : محسوسه
( 3 ) . ن ، م : نفور