تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
شارح مرقوم اگر چه علّامه - رحمه اللّه - در شرح اين متن گفته است ايضا : « كه طبيعت امر ثابت است ، و حركت امر غير ثابته ، پس مستند به طبيعت [ الف - 202 ] حركت نمىتواند بود ، و حصولش به آن نمىشود . ليكن آنچه بهشتى شرح نموده اقرب است ، بلكه ناچار است اقتران طبيعت در حركت به امر غير طبيعى ، و محتاج است در ردّ جسم به سوى امر طبيعى به انتقال از آن ، يعنى جسم را به سوى آن حالت طبيعى اصلى اگر خواهد كسى ردّ كند محتاج خواهد بود به امر غير طبيعى ، و تدبير انتقال به سوى آن به اين نحو است ، پس خواهد بود اين انتقال منشأ حصول حالت طبيعى مثل « 1 » انتقال در أين مثل حجر مرمى « 2 » به فوق است ؛ و امّا در كيف مثل ماء مسخّن ؛ و امّا در كمّ مثل ذبول به مرض . قال : ليردّ الجسم اليه فيقف . « 3 » علّامه گفته نهايت مرتبهء حركت طبيعيّه حصول حالت ملايمه طبيعيّه است كه فرض كرده‌ايم زوال آن را تا آن كه اقتضا نموده طبيعت به واسطهء امر مقارن كه خروج از حالت طبيعى است « 4 » حركت را و ردّ جسم را به سوى آن حالت طبيعيّه بعد از عدمش از آن ، نه از جهت هرب « 5 » از حالت غير طبيعيّه ، بلكه جهت تحصيل حالت طبيعيّه . و علّامه - رحمه اللّه - گفته در اين مقام : « لا للهرب عن الحالة غير
هامش
( 1 ) . م ، الف : امثال ( 2 ) . مرمى : انداخته شده ( 3 ) . كشف المراد / 272 ( 4 ) . م : طبيست ( 5 ) . هرب : گريختن