تبدّل به وضع ديگر ، لهذا پس گردانيده مصنّف - رحمه اللّه تعالى - آن را كه از غير اين است عبارت از جمله امورى كه حفظ نوع مىكند در مقوله كه واقع مىشود در آن حركت . لهذا « 1 » در متن نمود و گفت كه در غير اين و مكان سكون حفظ نوع مىكند .
و مير سيّد شريف در حاشيه گفته : « قوله : عبارة عن حفظ النّوع ، فيه بحث لما عرفته من أنّ الحركة فى ساير المقولات قد تكون من صنف الى صنف او فرد الى فرد آخر ، فيكون النّوع محفوظا » .
و ملّا على در شرح خود اين بحث را نقل نموده و گفته : « فالصّواب أن يقال السّكون هو الاستقرار زمانا فيما تقع فيه الحركة » « 2 » .
ليكن ممكن است كه جواب گفته شود كه نوع گاه گفته مىشود و نحو و مثل خواسته مىگردد ، مثل جنس ، چنانچه عرفا مىگويند كه اين از آن جنس نيست ، و از آن نوع و صنف نيست و مصطلح عوام تنها نيست اين نوع تكلّم بلكه بزرگان و خواجگان صاحب سخن . و كلام گاهى چنين گفتهاند ، پس حفظ نوع مىكند ، يعنى حفظ اين نوع ، و مثل اين مرتبه كه دارد مىكند بدون تغيّر از آنچه هست ، فتدبر !
قال : و يتضادّ لتضادّ ما فيه . « 3 »
يعنى گاهى عارض مىشود در سكون تضادّ ، چنانچه عارض مىشود در حركت از جهت آن كه سكون در مكان اعلى ضدّ سكون است در مكان اسفل ، پس علّت اين تضاد [ الف - 201 ] نيست ، تضادّ امر
هامش
( 1 ) . ن : لذا
( 2 ) . شرح التجريد / 305
( 3 ) . كشف المراد / 272 . م : التضاد