قال : يقابل الحركتين . « 1 »
حاج محمود « الحركتين » را در شرح خود گفته : « الحركتين اللتين هما الحرة عند أو اليه معا » . ليكن ساير شرّاح گفتهاند كه ممكن است كه از اين كلام دو معنى فهميده شود :
يكى : آن كه اشاره باشد به خلافى كه واقع شده ميان اوايل كه چه نحو است « 2 » مقابلهاى كه حركت را با سكون است ، آيا در مبدأ حركت چنين است نه نهايت آن ؟ يعنى سكون كه مقابل حركت است مقابل از مبدأ حركت است نه منتهاش ، يا آن كه سكون مقابل حركتيست كه باشد از مكان سكون يعنى در آن مكان كه سكون دارد حركت نيست ، / * ب / 153 / و نسبت به مكان سكون حركت نيست . و حقّ اخير است كه در آن مكان كه سكون دارد حركت نيست « 3 » ، از جهت آن كه سكون نيست عدم حركت تنها ، و الّا متحرّك در جهتى ساكن در غير آن جهت بايد بشود ، پس در هر جهت و موضع كه حركت آن متحرّك نيست بايست سكونش باشد « 4 » و متحرّك به مكانى يا از مكانى بايست ساكن باشد در جاى ديگر به جهت آن كه حركت آنجا را ندارد .
و هرگاه سكون عدم حركت مطلق « 5 » باشد چنين مىشود ، بلكه آن سكون عدم كلّ حركت ممكنه در آن مكان است كه ساكن است بعد از آن حركت . « 6 »
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 470
( 2 ) . ن : - چه نحو است
( 3 ) . م ، الف : - كه در آن . . . نيست
( 4 ) . م ، الف : - پس در هر . . . باشد
( 5 ) . م ، الف : - مطلق
( 6 ) . م ، الف : - بعد از آن حركت