تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
قال : و تضادّ الاوّلين للتّضاد . « 1 » يعنى از جملهء حركات بعضى با هم مضادّند و هر ضدّى داخل و تحت جنس ديگر است ، مثل حركت صاعد و هابط پس علّت تضادّ اين حركات نيست تضادّ [ ب - 197 ] متحرّك ، از جهت آن كه ممكن است صعود حجر و نار ، و اگر عوض حجر مقابل نار آب گفته شود جاريتر و گواراتر است ، هر چند نار و حجر بالطبع در حركت ضدّ هم‌اند ، و محرّك نيز علّت تضادّ نيست ، از جهت صدور صعود از حركت بالطبع و بالقسر ؛ و زمان نيز علّت تضاد نمىشود به جهت عدم تضادّ زمان از جهت وقوع حركتين در هر دو زمان . و ما فيه نيز سبب نمىشود ، از جهت ايجاد مسافت در هر دو حركت صاعد و هابطى كه در يك طريق واقع شود . پس باقى نمىماند مگر ما منه و ما اليه . و به اين معنى اشاره نموده مصنّف به قول خود : « و تضاد الاوّلين للتّضاد » يعنى تضاد دوتاى اوّل موجب و مقتضى تضادّ حركت است كه لفظ « مقتضى » در كلام ماتن تقدير شده و خواسته است از « اوّلين » ما منه و ما اليه را ، يعنى تضاد ما منه و ما اليه مقتضى تضادّ حركت مىشود . و ممكن نيست تضادّ به استقامت و استدارت ، از جهت آن كه اين هر دو غير متضادين‌اند . و وجه اين آن است كه در تضادّ غايت تخالف شرط است ، و هر استدارت كه فرض شود دايره كه تخالفش ازيد باشد ممكن است ، پس غايت تخالف نمىشود . و حاج محمود در شرح خود گفته كه شرط تضادّ آن است كه در
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 269 : التضاد