منتهى مىشود به دو چيز و بالعكس ، يعنى منتهى به شىء واحد گاهى حركت مىكند از دو مبدأ با وجود آن كه آن حركت واحد است ، پس وحدت كلّ از مبدأ و منتهى ضرور [ ى ] نيست .
قال : و اختلاف المتقابلين و المنسوب اليه مقتض للاختلاف . « 1 »
يعنى هرگاه مختلف شود احد امور ثلاثه ، اعنى ما منه و ما إليه و ما فيه مختلف مىشود حركت در نوع ، از جهت آن كه حركت در كيف مغاير حركت در أين است كه هر دو مافيهاند ، و اين ظاهر است .
و ايضا حركت صاعد ضدّ هابط است . و اراده نموده مصنّف - رحمه « 2 » [ اللّه ] - : به « متقابلين » ما منه و اليه را . و به « منسوب اليه » ما فيه را . و شرط نيست اختلاف موضوع در اختلاف نوع ، از جهت آن كه حجر و نار گاهى حركت / * ب / 151 / مىكنند حركت واحده بالنّوع ، و ايضا شرط نيست اتّحاد فاعل از جهت آن كه حركت طبيعى و « 3 » حركت قسرى گاهى باعث حركت واحده مىشوند در نوع . و اختلاف زمان نيز شرط نيست از جهت اختلاف حركت در نوع به سبب عدم اختلاف اصل زمان در نوع ، پس هرگاه اختلاف در امور ثلاثه متن نباشد اين امور باعث اختلاف نوع حركت نمىشود . و علّامه - رحمه اللّه تعالى - گفته كه در اين مباحث نظر است ليكن ما ذكر آن را در كتاب اسرار « 4 » نمودهايم .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 268 : يقتضى الاختلاف
( 2 ) . ن ، الف : - رحمه
( 3 ) . م : - و
( 4 ) . بسنجيد با مصدر / 290 .