اصليّه به زيادتى ، پس نامى نيست ، و اگر لحم او نمو كند و سمين شود پس مىباشد آن نموّ در لحم نه در عظم ، و ليكن نموّ اجزاء اصليه را مىگويند .
قال : و فى الكيف للاستحالة المحسوسة مع الجزم ببطلان الكمون و البروز و لتكذيب الحسّ لهما . « 1 »
چون فارغ شد مصنّف - رحمه اللّه تعالى - از حركت در كمّ شروع نمود در حركت در كيف ، يعنى استحاله كه آن « 2 » از حالى به حال ديگر رفتن است . و استدلال نمودهاند [ الف - 196 ] بر اين به حسّ كه آب بارد حار مىشود به تدريج و بالعكس ، و همچنين / * ب / 150 / در الوان و غير اينها از كيفيّات محسوسه .
بدان اين را كه قوم در آراء « 3 » اتّفاق ندارند بر اين ، پس جماعتى از قدما انكار استحاله نموده ، و ليكن چند فرقه شدهاند در عذر گفتن از استحالهء حرارت محسوسهء آب .
بعضى گفتهاند كه در آب اجزاء ناريه مكمون و پنهان هست ، چون وارد مىشود براى نار از خارج ظاهر مىشود آن اجزا جهت حسّ . و اين جمع ظاهر آن است كه اصحاب كمون و بروزند .
و بعضى ديگر گفتهاند كه اجزاء ناريّه از خارج داخل آن مىشود ، پس احساس حرارت در آب مىشود .
و اين هر دو قول باطل است ، از جهت آن كه حس تكذيب اين دو
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 267 : الكمون و الورود . در شرح قوشجى / 299 نيز بروز ضبط است
( 2 ) . م : - آن
( 3 ) . م : رأيها