نمودن تمام شد « 1 » بلكه از برودت است ، از جهت آن كه [ الف - 195 ] تبرّد معدوم و منقطع « 2 » شده ، و اگر پيش از كمال تبرّد است خواهد بود جسم در حال واحد ، اعنى حال حركت متوجّه به دو كيفيت « 3 » متضادّه ، - يعنى حرارت و برودت « 4 » - و اين خلف است ، از جهت آن كه تبرّد حالت قبول برودت است و حركت در كيف است .
قال : ففى الكمّ باعتبارين ، لدخول الماء القارورة المكبوبة عليه ، و تصدّع الآنية عند الغليان . « 5 »
چون بيان نمود مصنّف - رحمه اللّه - كه حركت واقع مىشود در چهار مقوله ، و باطل نمود وقوع حركت را در زايد ، شروع نمود در تفصيل حركت نمودن در هر مقوله « 6 » كه تواند متحرك شد « 7 » و ابتدا نمود به مقولهء كمّ ، و ذكر نمود كه حركت واقع مىشود در كمّ به دو اعتبار :
يكى : به تخلخل و تكاثف .
دويم : نمو و ذبول .
امّا اوّل كه تخلخل و تكاثف است ، پس مراد از آن كم بودن و زياد بودن مقدار جسم است بدون انفصال اجزاء جسمانيّه از آن ، يا ورود
هامش
( 1 ) . م ، الف : - كه قبول . . . شد
( 2 ) . م ، الف : - منقطع
( 3 ) . م : كيف
( 4 ) . م ، الف : - يعنى حرارت و برودت
( 5 ) . كشف المراد / 266
( 6 ) . م : + مقوله
( 7 ) . م ، الف : - كه تواند متحرك شد