منتقل شد بالعرض در اين وقت به تغيّر لون « 1 » از نوع متى به نوعى ديگر آن .
و شيخ ايضا در شفا گفته : « يشبه أن يكون الانتقال في مقولة متى واقعا دفعة ، لانّ الانتقال من سنة و شهر الى شهر يكون دفعة » « 2 » .
قال : و الجدة توجد دفعة . « 3 »
يعنى مقولهء ملك متحقّق نمىشود در آن حركت ، از جهت آن كه سابقا مبيّن شد كه ملك نسبت تملّك و مالكيّت است اگر حاصل و موجود شود دفعة حاصل مىشود ، و الّا موجود نمىشود ، پس در آن حركت نيست . و در شرح ملّا على واقع شده به عنوان / * ب / 149 / اعتراض كه عمامه هرگاه حركت كند به نزول و صعود شكّ نيست كه متغيّر مىشود هيئت احاطه عمامه به تبعيّت حركتش ؛ « 4 » فتدبّر !
قال : و لا تعقل حركة فى مقولتى الفعل و الانفعال . « 5 »
يعنى اين دو مقوله حركت در ايشان واقع نمىشود ، از جهت آن كه انتقال از تبرّد به تسخّن اگر بعد از كمال تبرّد و انتهاى آن است نمىباشد انتقال از تبرّد كه قبول تبرّد است ، از جهت آن كه آن قبول
هامش
( 1 ) . م : وقت به غير
( 2 ) . شفاء ، فن سماع طبيعى / 103 . با اندكى اختلاف در الفاظ
( 3 ) . كشف المراد / 265 : - توجد
( 4 ) . شرح التجريد / 297
( 5 ) . كشف المراد / 266