سيم : چيزى است كه به سبب آن / * الف / 147 / حركت متحقّق مىشود كه علّت فاعليه باشد .
رابع : امرى است كه مر آن راست حركت كه جسم متحرّك است كه علّت قابليّه است ، و اين دو علّت منظور « 1 » مصنّف است كه گفته است : و العلّتين » .
پنجم : چيزى است كه در آن حركت واقع مىشود ، يعنى مقوله كه جسم در آن مقوله منتقل مىشود از نوعى به نوعى . و ظاهر است كه اين است مراد از قول مصنّف - رحمه اللّه تعالى - كه گفته : « و المنسوب اليه » ، از جهت آن كه حركتى را به مقوله نسبت مىدهند به تبعيّت متحرّك ، و مىگويند حركت كيف و كمّ ، و مراد حركت متحرّك است كه موصوف است به توسّط ميان امر متروك و امر مقصود از مقولهء كيف و مقوله كم مثلا و الّا منسوب اليه يا موصوف به حركت مىباشد كه متحرّك است « 2 » كه گفته شده يا آن كه كلّى مىباشد ، مثل جنس كه نوع و فرد منسوب به آن مىشود يا به اعتبار ما فيه الحركة است كه مقولهاى است كه حركت در آن به سبب متحرّكى مىشود ، و آن اينجا مقصود است .
سادس : زمانيست كه حركت در آن واقع مىشود ، و اين است مراد مصنّف - رحمه اللّه تعالى - كه گفته : « و المقدار » از جهت آن كه زمان مقدار حركت است .
و در شرح ملّا على واقع است « 3 » كه مصنّف - رحمه اللّه تعالى -
هامش
( 1 ) . م : منضور
( 2 ) . ن ، م : - است
( 3 ) . ن ، م : - است