اين است آنچه علّامه - رحمه اللّه - ذكر نموده .
و ملّا محمود در شرح خود ايراد نموده است كه از براى متحرّك وقت حركت دو امر متحقّق است ، اوّل : ميل كه علّت تبدّل امكنه است به تدريج ، ثانى : حصول متحرّك است در مسافت از مبدأ تا منتها . اوّل نيست حركت اتفاقا ، پس حركت امر ثانى است . و اين است كه گفتهاند حركت كون در وسط است ، و اين كون نيست امر آنى در ابتداى مأخذ حركت كه غير منقسم باشد ، و نه امر مركّب از حصولات آنيه متعاقبه از جهت لزوم تركّب مسافت از اجزاء لايتجزّى ، پس حصول امر واحد تدريجى متّصل بلاجزء بالفعل كه قابل تقسيم حصولات متعاقبهء متتاليه به حسب فرض و وهم هست ، مثل مسافت و زمان ، و اجزاء آن نيز همچنين قابل قسمت هستند غير متناهى . و گفته است كه اين است حقّ [ ب - 191 ] مقال .
قال : و يتوقّف على المتقابلين و العلّتين و المنسوب اليه و المقدار . « 1 »
يعنى وجود حركت موقوف است بر شش امر :
اوّل : چيزى كه از آنجا حركت مىشود .
دويم : چيزى كه به سوى آن حركت مىشود كه مراد مبدأ و منتهاى حركت است ، و ظاهر آن است كه مراد مصنّف - رحمه اللّه - از متقابلين اين دو امر است كه با هم تقابل دارند و در حيّز واحد « 2 » از جهت واحده با هم جمع نمىشوند .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 262
( 2 ) . الف : واحده