تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
جماعتى از قدما مثل زينون و اتباعش . و گفته‌اند كه اين حركت نيست موجود و استدلال نموده‌اند بر عدم وجود آن به چند وجه : يكى : آن كه حركت اگر موجود باشد خواهد بود يا امرى كه منقسم مىشود و مع هذا موجود است ، پس ماضى عين مستقبل خود خواهد بود ، به جهت آن كه ماضى گذشته است ، و موجود نيست و مستقبل نيامده ، پس اگر موجود باشد حركت منقسمه بايد عين مستقبل [ الف - 191 ] باشد و اگر امرى باشد حركت غير منقسم پس لازم مىآيد تركّب حركت از اجزاء لايتجزّى ، و اين هر دو يعنى ماضى عين مستقبل بودن و مركّب بودن از اجزاء لايتجزّى هر دو باطل است . / * ب / 146 / وجه دويم آن است كه : حركت نيست حصول در مكان اوّل ، از جهت آن كه جسم هنوز متحرّك نشده و در مكان دويم نرفته ، و حصول جسم در مكان ثانى نيز حركت نيست از جهت آن كه حركت در اين صورت منقطع شده . و منتهى گشته ، و نيست امرى موجود در آن و حركت مجموع اين هر دو نيز نيست از جهت آن كه ممتنع است تحقّق اين جزءين با هم در وجود ، پس حركت موجود نيست . وجه سيم آن است كه : حركت امر واحده نيست اگر فرض وجودش در حال شود بلكه مجموعيست با اجزاء كه وجود آن با هم ممتنع است ، و غير قار الذّات است ، پس حركت موجوده در حال موجوده در حالى نخواهد بود ، بلكه احد اجزايش خواهد بود موجود ؛ پس نيست آنچه فرض وجود آن مىشود موجود در حال . و اين استدلالات مقابل حكم ضرورى است ، پس مسموع نيست .