كه سرمدى است . و ملّا على نيز گفته كه اعتراض نمودهاند جمعى به زعم خود كه اين تعريف منطبق بر حركت ازليّه ابديّه نيست به مذهب بعضى ؛ زيرا كه انتهايى نيست در حركت آنها كه بالفعل شود ، و كمال ثانى براى حركت افلاك حاصل باشد ، پس كمال ثانى در ايشان نيست . مگر اعتبار وضع نموده شود ، و منتها به حسب و هم را اعتبار نمايد كسى . « 1 » و أيضا گفتهاند كه تعريف متن اخفى از معرّف است به جهت آن كه ماهيت حركت اظهر از تعريف است .
و امّا تعريف ثانى كه متكلّمين كردهاند موافق آنچه علّامه - رحمه اللّه تعالى - نقل نموده بعد از تعريف اوّل اين است كه گفتهاند نيست حركت حصول در مكان اوّل ، از جهت آن كه متحرّك حركت نكرده است هنوز ، و واسطهء « 2 » امرى ميان كون اوّل و ثانى نيست كه واسطهء كون ثانى باشد ، « 3 » و الّا نمىبود آنچه ما آن را ثانى فرض نمودهايم ثانى ، بلكه كون « 4 » ثالث بود ، پس حركت حصول در مكان ثانى است ، نه حصول حركت « 5 » در مكان اوّل .
قال : و وجودها ضرورى . « 6 »
اتّفاق نمودهاند اكثر عقلا بر اين كه حركت موجود است و ادعا نمودهاند ضرورى و بديهى بودن آن را ، و مخالفت نمودهاند در اين
هامش
( 1 ) . شرح التجريد / 291
( 2 ) . م : و اوسطه
( 3 ) . م ، الف : - كه واسطه كون ثانى باشد
( 4 ) . م ، الف : - كون
( 5 ) . م ، الف : - حركت
( 6 ) . كشف المراد / 262