و تعريف دويم تعريف متكلّمين است ، و آن اين است كه : حركت حصول جسم است در مكان بعد از حصولش « 1 » در مكان ديگر . اين است آنچه شارح اصفهانى در اين دو تعريف نقل نموده .
و علّامه - رحمه اللّه - در شرح اين متن ايراد نموده كه اين دو تعريف واقع است [ الف - 190 ] از جهت حركت اوّل از حكما ، و ثانى از متكلّمين .
امّا تعريف اوّل اين است كه : حركت حال حصول جسم است در مكانى كه منتقل مىشود از آن كه مكان اوّل است ، و آن را وامىگذارد ، و امرى است ممكن اين حركت جهت آن جسم كه هنوز حاصل نشده ، پس آن كمال اوّل جسم است بعد از آن حصولش در مكان ثانى كه هنوز معدوم است از آن ، و بايد كه ترك مكان اوّل كند و به آن برسد ؛ ايضا كماليست ثانيا كه ممكن است حصولش جهت جسم ، ليكن حركت اسبق كمالين است به جهت آن كه در مكان اوّل پيش از حركتش در مكان ثانى حصول حركت كه بالقوّه بود شده ، و اوّل كمالش است بعد از آن حصولش در مكان ثانى نيز بالقوّه و كمال ثانى است .
و مقيّد شده حركت به قول ايشان كه من حيث هو بالقوه از جهت آن كه حركت ممتاز است از ساير كمالات به اين كه تعريفش حصول در مكان ثانى است ، و اين معنى بالقوّه است ، و در غير حركت جميع كمالات هرگاه حاصل شود صاحب آن كمال بيرون مىآيد از قوّه به
هامش
( 1 ) . م : - در مكان بعد از حصولش