تكليفى مىباشد ، يعنى به مشقّت صادر مىشود به خلاف خلق . « 1 »
خلق در عبارت مرجوع « 2 » است كه فاعل تغاير با تضادّ باشد . و مفعول محذوف است كه قدرت باشد و فعل منصوب است كه معطوف بر مفعول محذوف باشد . و احتمال دارد كه قدرت فاعل باشد و خلق و فعل مفعول باشند ، موافق ترجمه تكليفى مىباشد .
مسألهء رابع و عشرون « 3 » در الم و لذّت است
قال : و منها الالم و اللّذة و هما نوعان من الادراك تخصيصا باضافه تختلف بالقياس . « 4 »
از جملهء كيفيّات نفسانيّه الم و لذّت است ، و مرجع هر دو ادراك است ، و اين الم و لذّت دو نوع است كه اختصاص مىيابند « 5 » به اضافه ، و مختلف مىشوند نيز به حسب قياس ، از جهت آن كه لذّت عبارت از ادراك ملايم است ، و الم عبارت از ادراك منافر است ، پس اين هر دو ، دو نوع از ادراكند كه تخصيص يافته « 6 » شده هر واحد از اينها به اضافهء به ملايم و منافر و اين هر دو امريند كه مختلف مىشوند قياس به اشخاص ، از جهت آن كه گاهى چيزى ملايم شخصى مىباشد و
هامش
( 1 ) . ن : - تكليفى مىباشد . . . خلق
( 2 ) . كذا
( 3 ) . الف : العشرون
( 4 ) . كشف المراد / 250 : تخصصا : نسخهها : هو نوعان
( 5 ) . م : مىآيند
( 6 ) . ن : داشته